Online User تقدیر من - مطالب ابر حسن یوسف
در ادامه دستی کردن جوجه فنچام




داشتیم میرفتیم جمعه بازار تو راه عمو سعید رو دیدیم داشت از جمعه بازار بر می گشت پفیلا هم خریده بود تعارفمون کرد.  کلی هم احوالپرسی کرد.
امروز جمعه بازار خیلی شلوغ بود. میخواستیم سفره بخریم رنگاشون خیلی قشنگ نبود یه جورایی انگار رنگ و رو رفته! یکی من انتخاب کردم مامانم گفت من از اینا بدم میاد. نمیدونم چرا از این سفره شیشه ای ها بدش میومد. ولی خریدش. 





یه پیرمرد بود گل و گیاه میفروخت خیلی هم قشنگ بود گیاهاش ، نسبتاً هم ارزون میداد. میخواستم بخرم مامانم گفت اینا خودشون فقط روش نگهداریشو بلدن بیاریش تو خونه دو روزه خراب میشه. نذاشت بخرم. رفتیم یه کم نشستیم تو فلکه. مامانم تخمه آفتابگردون هم آورده بود. خودش بو داده بود خوشمزه هم شده بود. تو فلکه هم خیلی شلوغ بود. چند تا دختر بودن سنشون خیلی کم بود شاید 22 - 23 سالشون بود ولی هر کدومشون دو سه تا بچه داشتن!!! من نمیدونم کی ازدواج کرده بودن کی بچه دار شده بودن.بچه ها هم انقدر بی تربیت بودن که نگو...
بعدش زنگ زدیم حسین هم اومد ، فلافل گرفتیم. من تا فلافل آماده شه وایساده بودم با حسرت به گلای پیرمرد نگاه میکردم. فلافل که خوردیم خیلی هم خوشمزه بود ، هی تو گوش حسین خوندم روش کار کردم گفت خب بخر. گفتم پول ندارم پولم تو خونه هست مامان هم پولم نمیده میگه گل خراب میشه.  خندید به مامانم گفت خب بدش تو خونه پولشو میده بهت. به مامانم گفتم اگه شوهر داشتم برام میخرید. گفت خاک تو سرت. آخرش راضی شد. رفتم یه خوشکلشو خریدم 5000 تومن. همون موقع هم یه باد شدید گرفت نزدیک بود بشکنه.






امشب خبر آوردن 175 شهید غواص رو شنیدم. با دست بسته پیداشون کرده بودن یعنی نیروهای عراقی زنده به گورشون کرده بودن. بعضیاشون حتی جای جراحت هم نداشتن. چقدر آدم باید جانی باشه که این کارو کنه. خدا لعنتشون کنه... خیلی ناراحت شدم.

















این عکس رو خیلی دوست دارم.

  



طبقه بندی: خرداد 1394، 
برچسب ها: جمعه بازار، پفیلا، فلافل، حسن یوسف، شهدای غواص،  

تاریخ : دوشنبه 13 دی 1395 | 05:20 ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات
گل حسن یوسفمو امروز دیدم خیلی خوب و خوشکل شده بود ماشالا نسبت به روزی که کاشتمش.
امروز خیلی صبور شدم. خدایا شکرت که در مقابل زرق و برق دنیات صبور شدم... 
شکرت که بهم صبر دادی. آرامش داشته باشم همین برام کافیه... چقدر خوندن قرآنت سرخوشم میکنه. 






طبقه بندی: اردیبهشت 1394، 
برچسب ها: حسن یوسف، صبر، قرآن،  

تاریخ : پنجشنبه 9 دی 1395 | 05:04 ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


تاریخ : پنجشنبه 28 مرداد 1395 | 09:28 ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


تاریخ : یکشنبه 17 مرداد 1395 | 10:40 ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات

  • ماه موزیک | ترفند سرگرمی | سی پی