Online User تقدیر من - مطالب اسفند 1393
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


تاریخ : یکشنبه 4 مهر 1395 | 07:28 ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات
امشب رفتم حموم غسل کردم خودمو آماده کردم برا سال نو. 
حس خوبی دارم نسبت بهش.  تو رادیو هفت آقای کاکاوند فال حافظ گرفت خیلی خوب اومد. امیدوارم سال خوبی بشه سال 94...



طبقه بندی: اسفند 1393، 

تاریخ : یکشنبه 4 مهر 1395 | 03:09 ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


تاریخ : شنبه 3 مهر 1395 | 04:30 ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


تاریخ : جمعه 2 مهر 1395 | 07:44 ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


تاریخ : چهارشنبه 31 شهریور 1395 | 11:55 ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


تاریخ : چهارشنبه 31 شهریور 1395 | 12:36 ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


تاریخ : سه شنبه 30 شهریور 1395 | 08:45 ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات
امروز جوجوم از لونه اومده بود بیرون رو پاهای خودش وایساده بود. اولین جوجه قناری که تونستم پرورش بدم پس از مشقت های فراوان.   
اون جوجه قبلی سعید فکر کنم پاهاش مشکل داشت رو پاهاش واینمیساد همش می نشست. این عین جوجه پنبه ای وایساده بود کلی ذوقش کردم.  کلی هم ماشالا گفتم چشمش نزنم.  باباش که دهن میزد با تعجب نگاش میکرد عین بچه ها که میخوان یه چی یاد بگیرن با دقت نگاه میکنن.  






پناه گاهش


پدر بزرگوارش


پدر و مادر گرامیش







داشتم عکس یک روزگی جوجه رو نگاه میکردم با الان مقایسش میکردم واقعا آدم به قدرت خدا پی میبره...



سیر تکاملی جوجه قناری







ریحون بنفشام یه کوچولو در اومده خیلی خوشکلن. بار اولمه ریحون بنفش کاشتم. سبزه هام هم بزرگ شدن. 











عصر رفتیم برا خرید عید. خیابونا خلوت خلوت بود مثه هر سال مردم شور و شوق خرید نداشتن. لباسا هم اصلا خوب نبود. یه مشت جنس بنجل داشتن دست از پا درازتر برگشتیم. به جاش به شکم رسیدیم.  من و مامانم بامیه خریدیم حسین بستنی. برا شام هم کله پاچه گرفتیم.






به مامانم گفتم زنگ مو بخرم؟ بعد یه رنگ بلوند نشونش دادم گفتم بیا این رنگی بخرم.   یه چشم غره ای رفت گفت بیا عامو.  اومدم شکایتشو به حسین بکنم گفتم نگاه نمیذاره رنگ مو بخرم. اون بدتر چشم غره رفت گفت بیا.  


وقتی داشتیم میومدیم خونه دیدم همون جایی که ننه صمد می شینه چیز میفروشه یه عالمه پارچه تسلیت زدن ، رفتیم جلوتر دیدم خونه همون پیرزن هست که میخواست برا پسرش بیاد خواستگاریم قبول نکردم. بیچاره مرده بود. سر حال هم بود نمیدونم چش شده بود.




طبقه بندی: اسفند 1393، 
برچسب ها: سیر تکاملی جوجه قناری، کله پاچه، بامیه، خرید عید، سبزه عید،  

تاریخ : دوشنبه 29 شهریور 1395 | 09:40 ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


تاریخ : جمعه 26 شهریور 1395 | 05:22 ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


تاریخ : پنجشنبه 25 شهریور 1395 | 01:10 ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات

تعداد کل صفحات : 3 ::      1   2   3  

  • ماه موزیک | ترفند سرگرمی | سی پی